او. اين شرح بهنام توضيحالتذكره در سال 1312/1311 به انجام رسيده است. همچنين از آثار اوست شرح زيج ايلخاني و شرح رسالهٴ سي فصل.
شمـسالـديـن ميـرك
فيلسوف و منجم ايراني، كه به عربي مينوشت (متوفا حدود 1339 م / 740 ه ق).
راجع به شمسالدين محمد بن مباركشاه ملقب به ميرك بخاري هروي (ميرك يعني امير كوچك) چندان چيزي نميدانيم، جز اين كه اهل بخارا (يا هرات) بوده، يا در آنجاها ميزيسته و درحدود سال 1339 درگذشته است.
او شرح هايي بر آثار فلسفي ونجومي نوشت، از اين قرار:
1.تبصره في علم الهيئه، تأليف محمد بن احمد خرقي (دوازدهم ـ 1)؛ اينشرح در سال1332/1333 نوشته شده است.
2. هداية الحكمه، دايرةالمعارفي در منطق، طبيعيات والاهيات از مفضّل بن عمر ابهري (سيزدهم ـ 2).
3. حكمة العين، دايرةالمعارف منطق، فلسفه و علوم از علي بن عمر كاتبي (سيزدهم ـ 2).
4. منارالانوار في اصول الفقه از عبدالله بن احمد نسفي (سيزدهم ـ 2).
او ممكن است همان شمسالدنيا و الدين محمد بن مباركشاه باشد، كه يكي از معاصرانش بهنام علي شاه بن محمد خوارزمي،1 درحدود 1300/1301
رسالهٴ اشجار و اثمار را در احكام نجوم به او تقديم كرده است.
همچنين احتمال دارد او Σαμφ μπονχαπηѕ (ترانويسي آشكاري از واژهٴ شمس بخاري) در متن يوناني مربوط به سال 1323 باشد كه شرحي است بر يكرشته يادداشتهاي فارسي؛ يعني موٴلف آن متن نجومي يوناني نزد معلمي بهنام شمس بخاري درس خوانده، كه ممكن است همين شمسالدين ميرك باشد، گرچه قبلاً احتمالات ديگري را ذكر كردهايم (مقدمه 2، 1880).
شمسالدين لقبي متداول بود و بخارا شهري بزرگ.
در استانبول يك كتاب خطي وجود دارد بهنام زيج شمس منجم، كه ممكن است كار يكي از سه (دو يا يك؟) تن منجم معاصري باشد كه ياد كرديم.
ممكن است شمسالدين ميرك موٴلف شرح مفصلي باشد بر كتاب الادوار (دربارهٴ نغمههاي موسيقايي) صفيالدين ارموي (سيزدهم ـ 2) كه متن ويراستهٴ آن در ارلانگر به چاپ رسيده است.